عباس اقبال آشتيانى
393
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
بعد از مراجعت از سفر دريا سوغنجاق با اتابك ابش خاتون باردوى اباقا آمد و فارس در دست مقاطعان و عمال ديوانى افتاد و ايشان اجحاف و ظلم و تجاوز را از حدّ گذراندند و در نتيجهء اين ترتيب اين مملكت آباد رو به خرابى گذاشت و مردم از تعدّى عمال پراكنده شدند و كسى كه اين سرزمين را از زيادهرويهاى ديوانيان يا تجاوز خارجيان حفظ كند نبود . در سال 677 طايفهء نكودرى از سيستان به قصد غارت فارس حركت كردند ، امراى فارس به جلوى ايشان شتافتند ولى در كرمان شكست خوردند و نكودريان بشيراز آمده آن شهر را بباد غارت داده بسيستان برگشتند . در سال 678 سوغنجاق بامر اباقا بشيراز برگشت و بار ديگر بترميم خرابيها و رفع تعدّيات عمال ديوانى پرداخت و ترتيب مقاطعهء بلاد را موقوف داشته يكى از مقاطعان يعنى خواجه نظام الدين را كه آبادى بلوكش از ديگران بيشتر بود بنيابت و وكالت خود برگزيد و امر قضاء فارس را در اختيار قاضى ناصر الدين عبد اللّه بيضاوى مفسر معروف و قاضى ركن الدين يحيى گذاشت و خود باردوى اباقا رجعت نمود . از مقاطعان فارس يكى كه سيد عماد الدين نام داشت بر جاه و مقام خواجه نظام الدّين رشك برده از خدمتگزارى نسبت به سوغنجاق سرپيچى كرد و سوغنجاق به نايب خود امر داد تا سيد را در حبس انداخت و در كشيدن حساب او سختى كرد سيد پس از نجات از بند با مخالفين سوغنجاق و نايب او متّحد شده به اردو رفتند و امير بوقا كه در اين تاريخ از عمال خزانه و ديوان بود شرحى از زيادهروى و تصرفات سوغنجاق در اموال فارس تقرير كردند و بوقا كه با مجد الملك در شكست كار صاحبديوان خواجه شمس الدّين مىكوشيد سيد عماد الدّين را به خدمت اباقا بر دو سيد در حضور ايلخان علاوه بر تقرير شرح اختلاس سوغنجاق متعهد شد كه علاوه بر مال مقررى فارس سالى دويست تومان اضافه بديوان برساند . اباقا طغاجار نويان را مأموريت داد كه با سيد عماد الدّين بشيراز برود و به حساب عمال سوغنجاق رسيده مالى را كه سيد عماد الدّين برعهده گرفته بود وصول نمايد . طغاجار و نايب او صدر الدّين احمد خالدى زنجانى به همراهى سيد عماد الدّين بشيراز آمدند و به كشيدن حساب عمال فارس مخصوصا خواجه نظام الدّين پرداختند و